السيد الطباطبائي ( مترجم : همايون همتى )
26
رسالة الولاية ( ولايت نامه ) ( فارسى )
چنانكه اين سخن خداوند ، به مطلب ياد شده گواهى مىدهد كه مىفرمايد : يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ . « 1 » ( اكثر به امور ظاهرى زندگى دنيا آگاهند و از عالم آخرت به كلى بىخبرند . ) اين آيه به خوبى به ما مىفهماند كه حيات دنيا غير از جنبهء ظاهرىاش چهرهء ديگرى نيز دارد كه همان آخرت است . و اين مطلب را كه گفتيم از نحوهء كاربرد واژهء غفلت در آيهء شريفه استنباط مىكنيم ، چنانچه اگر شما به دوست خود بگوييد كه : شما ظاهر سخن مرا گرفتهايد و از چيز ديگرش غفلت كردهايد ، اين سخن شما مىرساند كه آن چيز ديگر كه مورد غفلت واقع شده است همان باطن كلام شما است . و بر اين مدعا ، اين سخن خداى سبحان دلالت مىكند كه مىفرمايد : فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا * ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدى . « 2 » ( تو هم اى رسول ، از هركس كه از ياد ما رو گردانيد و جز زندگانى دنيا را نخواست به كلى اعراض كن . منتها علم و فهم اين مردم تا همين حد است و خدا به حال آنكه از راه حق گمراه شد و آنكه هدايت يافت كاملا آگاه است . ) كه از اين آيه به دست مىآيد كه ذكر خداوند سبحان همان راه يافتن به سوى او است و اعراض از ذكر او ، همان گمراه شدن از راه او است . و ذكر خداوند سبحان جز با دورى و كنارهگيرى از حيات دنيا به دست نمىآيد . و كسى كه از ذكر خداوند اعراض كرده است ، علمش از حدّ حيات دنيا تجاوز نمىكند و به
--> - تخصيص دهد . در واقع قصر افراد ، نفى صفت از ديگران و تخصيص آن به فرد مورد نظر است . و قصر قلب ؛ جايى است كه مخاطب در متّصف بودن موصوفى در اشتباه بوده و عكس حكمى را كه متكلم در صدد اثبات آن است باور داشته باشد . هاشمى ، احمد ، جواهر البلاغه ، ترجمهء حسن عرفان ، ج 1 ، ص 336 . - و . ( 1 ) . روم / 7 ( 2 ) . النجم / 29 و 30